محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
204
تحفه خانى ( فارسى )
و علامت اين سبب زردى روست و بشره و التهاب و سوزش سر و بسيارى تشنگى و تلخى دهن و سرعت نبض و سقوط شهوت غذا و ناريت بول در ابتدا و سفيدى و رقت آن حين ازدياد وجع بسبب صعود صفرا بدماغ و اين صداع به اين علامت محل خوف است و منذر سرسام و خوف وجع و سرعت زوال او سريعا از علامت احسنه است و دال بر لطافت و رقت ماده و سرعت تحليل آن و اگر با اين علامات مقارنت زمان تابستان يا تيرماه و شباب سن و صفراويت مزاج دائمى و نحافت بدن و تدبير سابق از اغذيه و اشربه باشد در دلالت بر صفراويت ماده درين حين اوكد است . علاج صداع صفراوى علاج صداع صفراوى قريب بعلاج دموى است غايتش در اغذيه و اشربه بجانب ترطيب اهتمام و عنايت طبيب بيشتر مىبايد و ترك فصد زيرا كه چون مادهء صداع صفرا باشد اگر چنانچه فصد كنند وجع بيشتر شود زيرا كه خون به رطوبت خود مصلح است صفرا را و درين مادهء تليين طبيعت بمطبوخ هليلهء زرد و هليله كابلى و سكنجبين بايد و يا به آب فواكه مثل آلوى بخارى و عناب و تمر هندى و سپستان و هليلهء زرد كه اين جمله پيش اطبا معدود از فواكه است و شربت بنفشه و شربت خشخاش و ربوب فواكه بارده و خميره بنفشه كه مراد به آن بنفشه ( مربى ) است در حين سرفه از هريك قدرى كه معالج مناسب داند زيرا كه بسيارى از شربتها و ادويه نزد اطبا تخمين و وابسته ( بحدس ) طبيب است و اگر گرفتگى او ازو تپ باشد غذا ماء الشعير بايد داد اگر نباشد ماش مقشّر و اسفاناخ